تبليغاتX
سپیده عشق

سپیده عشق

 

دوباره تنها شده ام دوباره دلم هوای تو را کرده است

خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم

دوباره می خوا هم به سوی تو بیایم تو را کجا می توان دید؟؟

در اواز شباویز های عاشق؟؟در شاخه های یک مر جان قرمز؟؟

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند برای تو نامه بنویسم و تو نامه ام را بخوانی

و جواب ان را به نشانی همه غریبه های جهان بفرستی

ای کاش میتوانستم تنهایی ام را برای تو معنا کنم

و از گوشه های افق برایت اواز بخوانم کاش می تئانستم همیشه از تو بنویسم

می ترسم نتوانم بنویسم و دفتر هایم خالی بماند

و حرفهای نا گفته ام هرگز به دنیا نیاید

می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه سرود قلبم را نشنود

میترسم نتوانم بنویسم و اخرین نامه هایم در سکوتی محض بمیرد

و تازه ترین شعرم به تو هدیه نشود

دوباره شب دوباره تپش این قلب بی قرارم

دوباره سایه حرفهای تئ که روی دیوار روبرو می افتد

دلم می خواهد دیوارها پنجره شوند و من تو را در میان چشمهایم بنشانم

دوباره شب دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ابرها ی عالم پر نمی شود

دوباره یاده تو که این دل بی قرار را بیدار نگه ذاشته است

 

 

 

نوشته شده توسط ویدا در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 ساعت 11:8 | لینک ثابت |

 

تولد تو بهترین روز دنیاست

روزی که تمامی غم های من رخت بر بستند و شادی ها در قلبم خانه ساخته اند

نمیدانم از کجا اغاز کنم بیان قصه ای را که گویای عظمت یک عشق باشد

قصه شیرینی که از دریا کهن سال تر است

حقیقتی ساده از عشق که تو برایم به ارمغان اوردی

از کجا اغاز کنم با امدنت همانند باران پاییزی که زمین را به سطحی درخشان مبدل می سازد

به زندگی من راه پیدا کردی وزندکیم را درخشان ساختی

و در کنار من ایستادی تا احساس تنهایی نکنم

نگاه تو انقدر ساده است که سا عتهایش می رود تا ثانیه ها را بشمرد

تو خطوط نا مفهوم زندگی ام را با دستان مهربانت ساختی

وقدم بر کوچه های یخ بسته قلبم گذاشتی

تو صدای مبهم فاصله ها را شنیدی و برایم معنی کردی

وتما می فاصله ها را بر داشتی و من همین قدر میدانم که به قلب تو نیازمندم

 

نوشته شده توسط ویدا در دوشنبه هفدهم مهر 1385 ساعت 8:29 | لینک ثابت |

 

 

 

 

 

نمیخواهم پاکی باران را در اعماق موجهای دریا غرق کنم

نمی خواهم اقیا نوس ارام تنهایی را با موجی از غروب عاشقانه طلوع کنم

بلکه می خواهم در متن اسمان بال بگیرم

و نام تو را در اولین صفحه سرنوشتم حک کنم

نمی خواهم با رنگ ها بیامیزم

نمی خواهم چو ن عروسک با دو چشم شیشه ای به دنیا بنگرم

نمی خواهم شاهد غروب خورشید باشم

نمی خواهم انتظار را معنی کنم و فاصله ها را اندازه بگیرم

می خواهم مهربانی را تقسیم و غم ها را میان سرزمین ترانه هایم به وسیله شا دیهام از میان ببرم

 

 

نوشته شده توسط ویدا در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 22:59 | لینک ثابت |

 

 

 

 

 

 

دل عشق پر از رنگ و ریاست دوست نداشت

یک لحظه تو را ز من جدا دوست نداشت

ای اینه دار خلوتم باور کن

اندازه من کسی تو را دوست نداشت

تا ابی پر گشودن زیباست هر لحظه تو را سرودن زیباست

منظورم از این ترانه می دانی چیست؟؟

یعنی همیشه با تو بودن زیباست

 

 

 

نوشته شده توسط ویدا در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 22:53 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://spideyeshgh.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

آه... امشب بوي باران تازه است ...

التماس گريه بي اندازه است ...

تازگي ها شب برايم آشناست ...

من و شب هستيم....

غم هم پيش ماست ...

مي نويسم گاه زيبا گاه زشت...

مانده ام در لابلاي سر نوشت ...

روز از گنجايش غم خالي است...

شب براي گريه هايم عالي است

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384


پیوندها
ماهک
آتلانتا
عکس ماشین های توپ
پسر نفله کن
موزیک
پرستوی عاشق
جوک
golden-b0y1
جنتل من
اسمانی ها
عشقم
پاییزی
شب نیلو فری
خرابه
پاتوق
هادی کاظمی
همیشه بهار
yaser-1410
رپ کنتایرل
بید مجنون
رایحه عشق
مرولبا
تیام
هستی الکس
عشق بلای ماندگار
پیوندگاه عشق و ایمان
اورانوس
تبسم
تراکتور
بغض مهتاب
عاشق تنها
گلایه
ستاره عشق
پسر جنگل
لوسر لاو
امید تو
در کوی عشق
پرنده
الهه ۲۰۰۴
کیان سافت ۲
کفشدوزک تنها
داستان عشق
دیونه ی تو
نوشته ی دل
اخره عاشقی
عشق من 2
احسان ۰۰۰
عشق من
قالب وبلاگ بلگفا
ایزدشهر

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ