تبليغاتX
سپیده عشق

سپیده عشق

 

 

نوشته شده توسط ویدا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 14:10 | لینک ثابت |

 

 

وقتی قراره عمر عشق سر برسه

بهتره قصه به اخر برسه بهتره دور نریزی اشکا تو

بهتره هدر ندی گر یه هاتو

وقتی قراره عاشق من نباشی بهتره که اصلا نباشی

می رمو خط می کشم رو اسم تو

می رمو با طل می شه طلسم تو

وقتی قراره عشق بشه یه خاطره بهتره اون خاطره از یا دم بره

حس می کنم که دیگه وقته رفتنه

جاده مثل سا یه دنبال منه

وقتی ادم تو عاشقی بد میاره وقتی هیچکس رو دیگه دوست نداره

بهتره دور نریزی اشکا تو بهتره هدر ندی گر یه هاتو

 

 

نوشته شده توسط ویدا در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 ساعت 10:31 | لینک ثابت |

 

من منتظرم زیرا میدانم تو به سوی من باز خواهی گشت

با همه قدرت خود این انتظار تلخ را تحمل خواهم کرد

اگر جسن تو مرا مرا جعت نکند قلب و روحت به سوی من به سوی عشق ابدی و جاودانش باز خواهد گشت

قلبی که خا طره ها خوشی ها و نگاهها تا ابد در ان مدفون است

و با هر ضربان خود انها را نیز به حرکت در می اورد منتظر هستم در هر بهار و تا بستان

در هر گوشه و کنار انتظار میکشم تا یاده من و گذشته من بیافتی

و یاد عهد ها پیمان ها و شبها به یاده شبهای مهتابی

در میان قایق ها که صدای ضربان قلبهای ما با صدای پارو های قایق ران پی در هم

می امیخت و ما را به اینده روشن امیدوار می ساخت

انتظار میکشم و به انها که لبخند پیروزمندانه از این جدایی ما بر لب می اورند

میگویم من هنوز منتظرم زیرا روح و جسم او متعلق به من است

من هنوز منتظرم زیرا چشمان او به جز دیدگان من کسی دیگر را نمی بیند

منتظرم چونکه حتی مرگ هم نمی تواند ما را از هم جدا کند

زیرا هنوز قلبهای ما با خاطرات گذشته همچنان با یک اهنگ موزون می تپد

 

 

 

 

نوشته شده توسط ویدا در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 ساعت 15:11 | لینک ثابت |

 

 

ای تو که مثل تموم فرشته های مهربون ، مهربونی !

ای تو که برای من دوست داشتنی ترین همزبونی !

ای تو که دل منو اسیر واژه عشق می کنی !

ای تو که آبی ترین آبی دنیا را برای من معنا می کنی !

ای تو که مثل گل رز برای من همیشه زیبا می مونی !

ای تو که مثل ماه شب یلدا قشنگ و تنها می مونی !

ای تو که برای من همه چیزی و ....!

اومدم تا یه بار دیگه بهت بگم :

آره ، من دوستت دارم

 

نوشته شده توسط ویدا در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 ساعت 15:8 | لینک ثابت |

ترانه ي دلتنگي من...

 

 

باران يادگار توست

... خاطره نمناکي نگاه من است باران اشک آسمان است

... همانروزي که باريد و مرا از وداع خبر داد

... از آينده هاي بي تو بودن

... از حسرت! ليکن من آنقدر غرق در تو بودم که آسمان رااز ياد برده بودم

... نه تنها آسمان که تمامي دنيا را

! باران ... دگر بار آمد و رفت

... و افسوس که اينبار تنها من بودم ودل

... در حسرت تو که بر چشمانم لبخندزني

و گويي: ـــ باز هم چترت را فراموشش کرده اي؟

و من آرام گويم: ـــ دستان تورا که دارم! باکي نيست!

و امروز تنها در آستانه پنجره ها با آسمان نجوا کرده ام

 

نوشته شده توسط ویدا در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 ساعت 15:6 | لینک ثابت |

 

 

نوشته شده توسط ویدا در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 ساعت 14:44 | لینک ثابت |

 

 

 

 

به خاطره تو خورشید را قاب میکنم و بر دیوار دل میزنم

 

به خاطره تو اقیانس ها را در فنجانی نقره گون جای میدهم

 

به خا طره تو کلماتم را به با غ های بهشت پیوند میزنم

 

به خاطره تو دستهایم را اینه میکنم و بر تا قچه یادت می گذارم

 

به خاطره تو میتوان چون کودکی لجوج سلام مهطر سیب ها را نا شنیده گرفت

 

و به خاطره تو می توان به ستاره هامحل نگذاشت

 

وقتی تو مثل یک زمزمه صمیمی در خلوت کوچکم حضور داری

 

وقتی تو دستهایم را از لطا فت باران می انباری

 

وقتی تودل نا موزون من را میخوانی

 

احساس می کنم صبح به مایل تو ست

 

و من نمیتوانم با رگه های نور طنابی ببافم و خودم را به تو برسانم

 

هنگامی که در هیچ قطاری جایی برای من نیست

 

و خسته پشت همی در های عالم میمانم تو را صدا میزنم

 

ناگهان حس با تو بودن و در کنار تو بودن فرا گیر می شود

 

اگر پنجره ابی لطفت را به روی من بگشایی

 

اگر روح یخ زده ام را در کنار اجاق مهربانی ات مذاب کنی

 

اگر بخواهی مرا شنوی دلم مثل لاله های باران خورده می شکفد

 

میترسم دنیا به پایان برسد و من در چشم های تو جایی نداشته باشم

 

میترسم کلماتم نتواند شوق مرا به تو تو صیف کنند

 

شب طولانی شده است و تا چشمان تو هست

 

افتاب جرات بر امدن ندارد

 

پس نگاهم کن تا مثل صبح نورانی شوم

 

 

نوشته شده توسط ویدا در یکشنبه چهاردهم آبان 1385 ساعت 12:16 | لینک ثابت |

 

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

نوشته شده توسط ویدا در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 12:6 | لینک ثابت |

یاس ها شاهد بودند

ماهی ها قرمزها و سبزها شاهد بودند

امروز به خودم قول داده ام که هیچ گاه بی یا ده تو نباشم

و هرگز نام تو را از اولین برگ دفترم پاک نکنم

اگر نام تو نباشد اگر تو را حتما از دور دست ترین نقطه احساس نکنم

و عطر حرفهایت مشامم را ننوازد میمیرم

بدون کلمه ها میتوانم زندگی کنم .ام زندگه بدون تو یک مرگ غریب است

دلم را با یاد تو با دریا و ارزو های سبزم امیخته ام

کاش قسمتی از یک اقیا نوس بودم و هر نیم روز با افاب داغ نگاهت به ابرها میرسیدم

و هر شب اتفاق باران های عاشق از ناودان خانه ات سرازیر میشدم

کاش در این روزها که معلوم نیست تا کی ادامه دارد فقط تو را میدیدم

 

نوشته شده توسط ویدا در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 12:36 | لینک ثابت |

 

چگونه فراموش کنم تو را که از خرابه های بی کسی به قصر سپید عشق هدایتم کردی

عاشقی بی قرار و با وفا برای خویش ساختی و با صداقت عاشقانه ات دلم را به دست اوردی

چگونه فراموش کنم تو را که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم و طپش قلبت را حس کردم

چگونه فراموش کنم تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه را فرا موش کردم

برای من تمامی اسم ها بی گانه شده اند و همه خا طرات مرده اند

دستم را به تو میدهم قلبم را به تو میدهم فکرم را نیز به تو میدهم و نگاهم از ان توست

همه برایم غریبه اند و تمامی لحظاتم تو را میخواهند و برای عطر نفسهایت دلتنگی می کنند

چگونه فراموش کنم تو را

نوشته شده توسط ویدا در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 12:24 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://spideyeshgh.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

آه... امشب بوي باران تازه است ...

التماس گريه بي اندازه است ...

تازگي ها شب برايم آشناست ...

من و شب هستيم....

غم هم پيش ماست ...

مي نويسم گاه زيبا گاه زشت...

مانده ام در لابلاي سر نوشت ...

روز از گنجايش غم خالي است...

شب براي گريه هايم عالي است

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384


پیوندها
ماهک
آتلانتا
عکس ماشین های توپ
پسر نفله کن
موزیک
پرستوی عاشق
جوک
golden-b0y1
جنتل من
اسمانی ها
عشقم
پاییزی
شب نیلو فری
خرابه
پاتوق
هادی کاظمی
همیشه بهار
yaser-1410
رپ کنتایرل
بید مجنون
رایحه عشق
مرولبا
تیام
هستی الکس
عشق بلای ماندگار
پیوندگاه عشق و ایمان
اورانوس
تبسم
تراکتور
بغض مهتاب
عاشق تنها
گلایه
ستاره عشق
پسر جنگل
لوسر لاو
امید تو
در کوی عشق
پرنده
الهه ۲۰۰۴
کیان سافت ۲
کفشدوزک تنها
داستان عشق
دیونه ی تو
نوشته ی دل
اخره عاشقی
عشق من 2
احسان ۰۰۰
عشق من
قالب وبلاگ بلگفا
ایزدشهر

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ