بشکندش تا بدوني چه سخته درد بي کسي
کاشکي يه روز ببينمت که دل سپردي به کسي
بشکندش تا بدوني چه سخته درد بي کسي
کاشکي فقط با يک نگاه تو دام اون اسير بشي
بخواي تو دامش بموني پرت بده رها بشي
کاشکي وقتي عاشق شدي دلت رو پيشکشش کني
بعدش اونو بشکندش نتوني نفرينش کني
کاشکي دوباره جون بدي به قلب من با نفسي
کاشکي به آخر برسه اين لحظه هاي بي کسي
کاشکي دوباره جون بدي به قلب من با نفسي
شايد به آخر برسه اين لحظه هاي بي کسي
کاشکي درست زماني که فکر مي کني اون مال توست
ببيني با کس ديگست خيال اون نصيب توست
کاشکي که با وفا بودي با من مثل گذشته ها
دلم از عشق تو مي گفت به جاي اين گلايه ها
کاشکي دوباره جون بدي به قلب من با نفسي
کاشکي به آخر برسه اين لحظه هاي بي کسي
کاشکي دوباره جون بدي به قلب من با نفسي
شايد به آخر برسه اين لحظه هاي بي کسي
نوشته شده توسط ویدا در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 19:19 |
لینک ثابت |