من از تو بیدار می شوم
نه از خوابِ دیشبم، خوابهای هر شبم
تو را می بینم، می خندم
از لحظه های بودنت خرسندم
ترانه ی سپیده می شوی
لب بر سکوت شبانه می بندم
از آسمان مشرق قلبم طلوع می کنی
من بر تمامِ عهدهای پر حرارت روز پابندم
خورشیدِ روشن صبحی، ترانه ام
برقِ نگاه تو می شود، بهانه ی لبخندم
نوشته شده توسط ویدا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:21 |
لینک ثابت |